تبليغاتX
Mehran Seyyedy
رازهــــــاي آيينـه‌اي كـه شعـــر مي‌گويــد

دوستان اين متن را نيز بخوانيد

دوستان وبلاگ نویس عزیز

بحث « معرفی کتاب » و « ترویج آداب کامنت نویسی » را در وبلاگ دوست فرهیخته « عه تا » بخوانید.



1


وقتي كابوس هاي من قد كشيدند



خدا را سر بريدند در محراب


و ناقوس را در حلقــوم خدا كردند


اذان مكر مي‌خوانند اين موذن‌هاي دروغ


و طبل بزرگ؛ زير  ِ پاي  ِ  بريده  ِ چپ


از تجاوز چنين مي‌گفت:


 مريم باكره، خنجر حامله شد


تير ماه هشتاد و هشت


..........................


2


هنوز هاي يك من


درد را كه كشيدم


دايره شد


بغض را كه شكستم


مثلث


گير كرده‌ام كنج مربع


من دلم مستطيل مي‌خواهد


خسته از هذلولي‌ها


واكنش آخر بودم 


بنگ بنگ


خط مستقيم چه حالي دارد



پشت نهنگي كه "ما"  "من" صيد مي‌كرديم


بيضي كشيده‌ام


كه ابروي يائسه‌اي نشود سيمرغ  فاحشه‌اي در رگبار


و آيينه‌اي؛ حكمش نشود يك تبعيدي در خورشيد



تجاوز متن به يك دريا


صدفي بود كه سر سفره هم جان داشت


اينك به ديار  ِ زنان ِ رنگ پريده


و جنين‌هاي  ِ بي‌پدر


لعنت نفرست؛ نگاه كن


اين متن، شهرِ بي‌تو را هنوز، سه نقطه مي‌كارد


. . .


بيست و نهم اردي‌بهشت هشتاد و هشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:54  توسط مهران سيدي | 

Haftehaye yek 4shanbeh.JPG


و جايي كه درختان ِ نان ِ خشك مي‌رويند

پرندگان ِ مرده، آواز

شانه‌هايم را بالا مي‌اندازم

به سمت ِ بي‌جهت

در شب يك چهارشنبه

دو راهي بودن و بودن

راه تويي؟ راه من‌ام؟

بالشم هر شب گـِـل

بس كه بوسه‌هايم را خاك خورده؛

خسته‌ي خسته

در شب يك چهارشنبه

نفس كم، عشق دم

و من، ميان دو گل مانده

كه ببويم

يا كه ببوسم

در باراني كه مي آمد

در شب يك چهارشنبه

من پشت ِ پنجره خيس شدم

پوستم را در آوردم

زير خورشيد يك ماه،  پهن

در شب يك چهارشنبه

تشنه‌ام

قمقمه عسل را سر مي‌روم

برف هم مي‌باريد

عكس تو را ديدم

شهر را شخم زدم

در شب يك چهارشنبه

رازهايي بود

يك‌ساله    شراب

سينه‌ات هر روز، جراحي

گريه‌هايت، آب ِ انار

بغض

اشتياق

و يك سلام

در شب يك چهارشنبه

كوله‌پشتي‌ام هنوز خالي
 
دفتر نقاشي‌ام، بي‌برگ

راه سبز هنوز پر مه
 
سوال اين بود

از كجا آمدي

در شب يك چهارشنبه

در روزگاري كه رحم‌ها

فقط جفت مي‌زايند

من عشق را بي مادر

در اتاق زايمان ماهي‌ها

سزارين كردم

در شب يك چهارشنبه

اين را خوب مي‌دانم

هفته‌هاي من تمام مي‌شوند

رو به آيينه‌‌اي در حوالي ترديد
 
شايد در شب يك چهارشنبه


................

مهران سيدي چهارشنبه، نهم ارديبهشت هشتاد و هشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:13  توسط مهران سيدي | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تمامي حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ به مهران سيدي تعلق دارد

پیوندهای روزانه
دفتر طراحي گرافيك مهران سيدي/ استديوي طراحي ويرا
يك پزشك
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
شعر
ادبيات
داستان
طراحي گرافيك
پیوندها
عاطفه شفيعي‌راد ـ تصويرساز، طراح گرافيك، نقاش
دفتر طراحي گرافيك مهران سيدي / ويرا
احمدرضا احمدي
احمد شاملو
شمس لنگرودي
کوروش همه خانی
مينو نصرت
پرستو ارسطو
بهزاد خواجات
کیوان اصلاح پـذیر
ابوالفضل پـــاشا
آفاق شوهاني
پويا عزيزي
مهرداد فلاح
عه تـا (بانـكـول)
آزاده دواچي
سهيلا ميـرزايي
مريـم اسحاقي
رضا افـشاری
علي اسدالهي
لادن جمالي
حسین صولتی
علي قنبري
غزل امين
حميد ربيـعي
علی فتحی مقدم
رضایوسف‌زاده‌تهرانی
آرش نصرت اللهی
یونس معروف نژاد
اعظم کمالـی
عليرضا پرويز
ميثم رياحي
ابوافضـل حسني
رزا ملكوتي
حديث جمالي
كوروش جوادي
شايان
پرويز بگ‌زاده
كارگاه نقد
ارسلان يزدانـي
انجمن ادبی(مجازی) راهو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM